strong woman
زن قوی
working woman
زن شاغل
pregnant woman
زن باردار
independent woman
زن مستقل
old woman
زن پیر
beautiful woman
زن زیبا
pretty woman
زن زیبا
other woman
زن دیگر
wise woman
زن خردمند
career woman
زن حرفهای
new woman
زن جدید
strange woman
زن عجیب
little woman
زن کوچک
kept woman
زن نگهداشتنی
wonder woman
زن شگفتانگیز
professional woman
زن متخصص
cleaning woman
زن نظافتچی
loose woman
زن ولگرد
alluring woman
زن فریبنده
a woman with a goitre.
زن مبتلا به غده تیروئید
a woman of substance.
زن بااصلاح و با موقعیت
a woman in travail.
زن در حال زحمت کشیدن
a woman of means.
زن با ثروت و امکانات
a woman of the streets
زن خیابانی
a woman of action.
زن عملگر
a woman of the soil.
زن خاک نشین
woman-to-woman talks; a woman-to-woman conference.
گفتگوهای زنانه؛ کنفرانس زنانه
a woman athlete; a woman electrician.
یک زن ورزشکار؛ یک زن برقکار.
a woman of average height.
یک زن با قد متوسط.
a woman all in brown.
زن کاملاً قهوهای پوش
a woman of consequence .
یک زن با اهمیت.
the perception of woman as impure.
درک زن به عنوان ناپاک
a woman of independent means.
یک زن با استقلال مالی
a woman of indeterminable age.
زن با سن غیرقابل تعیین
a woman of indomitable spirit.
زن با روحیهای تسخیرناپذیر
a woman in labour .
یک زن در حال زایمان
a woman by the name of Smeeton.
زن به نام سمتون
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید