woman

[ایالات متحده]/'wʊmən/
[بریتانیا]/'wʊmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بزرگسال مؤنث، یک بزرگسال زن، یک مؤنث (اصطلاح عمومی برای مؤنث)

عبارات و ترکیب‌ها

strong woman

زن قوی

working woman

زن شاغل

pregnant woman

زن باردار

independent woman

زن مستقل

old woman

زن پیر

beautiful woman

زن زیبا

pretty woman

زن زیبا

other woman

زن دیگر

wise woman

زن خردمند

career woman

زن حرفه‌ای

new woman

زن جدید

strange woman

زن عجیب

little woman

زن کوچک

kept woman

زن نگهداشتنی

wonder woman

زن شگفت‌انگیز

professional woman

زن متخصص

cleaning woman

زن نظافت‌چی

loose woman

زن ولگرد

alluring woman

زن فریبنده

جملات نمونه

a woman with a goitre.

زن مبتلا به غده تیروئید

a woman of substance.

زن بااصلاح و با موقعیت

a woman in travail.

زن در حال زحمت کشیدن

a woman of means.

زن با ثروت و امکانات

a woman of the streets

زن خیابانی

a woman of action.

زن عملگر

a woman of the soil.

زن خاک نشین

woman-to-woman talks; a woman-to-woman conference.

گفتگوهای زنانه؛ کنفرانس زنانه

a woman athlete; a woman electrician.

یک زن ورزشکار؛ یک زن برقکار.

a woman of average height.

یک زن با قد متوسط.

a woman all in brown.

زن کاملاً قهوه‌ای پوش

a woman of consequence .

یک زن با اهمیت.

the perception of woman as impure.

درک زن به عنوان ناپاک

a woman of independent means.

یک زن با استقلال مالی

a woman of indeterminable age.

زن با سن غیرقابل تعیین

a woman of indomitable spirit.

زن با روحیه‌ای تسخیرناپذیر

a woman in labour .

یک زن در حال زایمان

a woman by the name of Smeeton.

زن به نام سمتون

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید